محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4146
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : آنگاه محمد بن مسلم پيش حارث رفت . گويد : هنگام نيمشب حارث حركت كرد . عاصم خبر يافت و صبحگاهان به طرف او روان شد ، و تلاقى كردند ، رابض بن عبد الله تغلبى بر پهلوى راست حارث بود ، نبردى سخت كردند . يحيى بن حضين كه سر بكر بن وائل بود ، حمله برد سالار بكر بن وائل ، زياد پسر حارث بن سريج بود ، بسيار كس از آنها كشته شد حارث از درهء مرو گذشت و نزديك منزلگاه راهبان سراپرده زد و عاصم دست از او بداشت . گويد : شمار كشتگان يكصد بود ، سعيد بن سعد ازدى كشته شده بود ، خازم بن موسى خازمى نيز كه با حارث بن سريج بود غرق شده بود . گويد : نزديك سه هزار كس به نزد حارث فراهم آمدند . قاسم بن مسلم گويد : وقتى حارث هزيمت شد عاصم از او دست بداشت ، اگر مصممانه به تعقيب وى پرداخته بود هلاكش كرده بود ، اما كس پيش حارث فرستاد كه آنچه را براى تو و يارانت تعهد كردهام به تو مىدهم به شرط آنكه به روى و او چنان كرد . گويد : شبى كه حارث هزيمت شده بود خالد بن عبيد الله پيش وى رفت ، ياران حارث همسخن شده بودند كه از او جدا شوند و به دو گفتند : « مگر نمىگفتى كه پرچم تو پس نمىرود ؟ » خالد بيامد و آنها را آرام كرد . گويد : عطاء دبوسى از يكه سواران بود و در جنگ زرق به غلام خويش گفت : « يابوى مرا زين كن ، شايد با اين خر بازى كنم » گويد : پس سوار شد و هماورد خواست ، كه يكى از مردم طالقان به هماوردى آمد و به زبان وى به دو گفت : « اى . . . رخر [ 1 ] » ابو جعفر طبرى گويد : در اين سال وليد بن يزيد كه وليعهد بود سالار حج شد . اين را از ابو معشر آوردهاند . واقدى و ديگران نيز چنين گفتهاند .
--> [ 1 ] در من به پارسى است .